محمد الريشهري
41
شرح زيارت جامعه كبيره يا تفسير قرآن ناطق ( فارسى )
مَن بَدَأَ بِالكَلامِ قَبلَ السَّلامِ فَلا تُجِيبوهُ . « 1 » هر كه پيش از سلام گفتن ، آغاز به سخن كند ، پاسخش را ندهيد . رايج شدن « سلام » و كنار نهادن واژههايى نظير : « حيّاك ! » ، « أنعم صباحاً ! » و . . . ، تنها جا به جايى الفاظ نبود ؛ بلكه فرهنگ جديدى را پى نهاد كه ذلّت و خوارى فروهِشته در واژگان پيش از اسلام را كه فرودستان ، نثار بزرگان و پادشاهان مىكردند ، از ميان برداشت . فرهنگ سلام ، پيام سالم سازى جامعه را نويد مىدهد و در قالب دعا ، فراگير مىشود ؛ زيرا سلام ، از ريشهء « سِلْم » و « سلامت » است و گويندهء سلام ، بايد خود را از آفات ظاهرى و باطنى ، پاك سازد و در حقيقت ، به مخاطب مىگويد : تو از دست و زبان من ، در امان هستى و براى تو هم آرزوى سلامت مىكنم . بنا بر اين ، سلام را مىتوان جامعترين دعا براى سلامت جامعه دانست كه اگر به مضمون آن توجّه شود ، فردسازى و جامعهسازى ، تحقّق مىيابد . آداب سلام گفتن در گذر زمان ، سلام كردن به عنوان آيين برخورد با هم در دين اسلام ، شناخته شد كه براى آن ، آدابى نيز برشمردند . سلام كردن كوچك بر بزرگ ، رهگذر بر نشسته ، و گروه اندك بر جماعت انبوهتر ، از جمله آداب سلام است كه بر پايهء روايتى امام صادق عليه السلام ، بر آن تأكيد كرده و مىفرمايد : يُسَلِّمُ الصَّغِيرُ عَلَى الكَبِيرِ ، وَ المارُّ عَلَى القاعِدِ ، وَ القَلِيلُ عَلَى الكَثِيرِ . « 2 » كوچك به بزرگ ، سلام كند و رهگذر ، به نشسته و عدّهء كمتر ، به عدّهء بيشتر . در پارهاى از روايات نيز به سلام گفتن سواره بر پياده و يا ايستاده بر نشسته ، سفارش شده است . « 3 » و در حديث ديگرى ، امام صادق عليه السلام ، آغاز به سلام كردن را نشانهء فروتنى مىداند و
--> ( 1 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 644 ، ح 2 . ( 2 ) . همان ، ص 646 ، ح 1 . ( 3 ) . همان ، ح 4 .